العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
128
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
اخبار اين باب 1 - كافى از ابى على اشعرى . . . از ابى حمزه ثمالى از حضرت سجاد عليه السّلام كه فرمود از منزل بيرون آمده و حركت كردم تا رسيدم كنار اين ديوار و اين حصار و تكيه دادم بر آن ناگهان شخصى را كه داراى دو جامه سفيد بود در روبروى خود مشاهده كردم ينظر تجاه وجهى - كه دارد بچهره من مينگرد - سپس گفت اى على بن حسين چه شده كه من ترا ناراحت و غمناك و محزون مىبينم ؟ آيا ناراحتى تو براى دنيا است اين كه ناراحتى ندارد . روزى خداوند به نيك و بد ميرسد . گفتم خير از اين جهت نيست و مطلب چنان است كه گفتى گفت پس لا بد ناراحتى براى آخرت است . آن هم كه وعدهء صادق و راستى است و حاكم هم سلطانى است غالب و يا توانا . گفتم از اين جهت هم نيست البته آخرت هم چنان است كه ميگوئى . گفت پس اين حزن و اندوه براى چيست ؟ گفتم براى خطر عبد اللَّه بن زبير و اين مشكلات و گرفتاريها كه مردم دارند - فرمود . آن شخص خندهاى كرد و گفت . اى على بن حسين . هل رايت احدا دعا اللَّه فلم يحبه - آيا ديدهاى كه كسى خدا را بخواند و او اجابت نكند ؟ گفتم خير . گفت فهل رايت احدا توكل عليه فلم بكفه ؟ آيا ديدهاى كسى را كه توكل بر خدا بنمايد و خدا امور او را كفايت نكند ؟ گفتم خير گفت فهل رايت احد سئل اللَّه فلم يعطه ؟ آيا ديدهاى كسى را كه از خدا سؤال و در خواست كند و او عطا نكند ؟ گفتم خير . و سپس از نظر من غائب شد . يعنى برابر و روبرو - و در نهايه گفته است و طائفة تجاه العدو - يعنى گروهى در مقابل و روبروى بيان - در قاموس است و جاهك و تجاهك ( كه حرف اول با سه نوع حركت خوانده مىشود ) دشمن و تاء در اين كلمه بجاى و او است كه اصلش و جاه است يعنى برابر و روبرو جملهء فرزق اللَّه حاضر للبر و الفاجر - جزاء شرط محذوف است كه البته دليل و علت بجاى مدلول و معلول است كه تقدير جملهبندىها چنين است ان كان على الدنيا فلا تحزن لان رزق اللَّه حاضر . . . اگر براى دنيا محزون هستى نبايد محزون باشى چون روزى به نيك و بد ميرسد و همچنين است جملهء فوعده صادق - يعنى اگر حزن و اندوهت براى آخرت است كه آن هم وعدهاى است صادق و راست و اينكه در روايت هست كه آن شخص گفت حاكم در آن روز خداوند قاهر يا قادر است البته ترديد از راوى روايت است يعنى ابى حمزه ثمالى و ضمنا در اين تعليل كه در روايت آمده ( فوعد صادق ) اجمال و ابهامى هست و احتمال چند وجه در معناى اين تعبير هست 1 - به اين معنا كه چون خداوند در برابر اطاعت و بندگى پاداشهاى پر ارزشى را وعده